اضطراب جدایی یکی از شایعترین مسائل روانی دوران کودکی است که تقریباً همه والدین در مقطعی با آن روبهرو میشوند.
این وضعیت زمانی رخ میدهد که کودک با ترس شدید، ناراحتی عمیق یا حتی علائم جسمی واقعی از دور شدن از والدین یا مراقب اصلی خود واکنش نشان میدهد.
در بسیاری از موارد، این اضطراب بخشی طبیعی از رشد عاطفی است، اما گاهی به یک اختلال واقعی تبدیل میشود که زندگی روزمره کودک و خانواده را مختل میکند.
تشخیص بهموقع و مدیریت صحیح آن میتواند از تبدیل شدن یک تجربه گذرای کودکی به مشکل بلندمدت جلوگیری کند.
در ادامه بهطور کامل به تعریف علمی، تفاوت با اضطراب طبیعی و سنین شایع آن میپردازیم.
فهرست مطالب
Toggleتعریف علمی اضطراب جدایی در روانشناسی کودک
طبق راهنمای تشخیصی DSM-5، اختلال اضطراب جدایی زمانی تشخیص داده میشود که کودک حداقل به مدت ۴ هفته ترس یا اضطراب نامتناسب و بیش از حد نسبت به سن خود از جدایی از افراد دلبسته (معمولاً والدین) نشان دهد.
این ترس شامل نگرانی مداوم درباره گم شدن والدین، آسیب دیدن آنها یا اتفاق بد برای خودش در غیاب والدین است.
کودک ممکن است از رفتن به مدرسه، مهدکودک یا حتی اتاق دیگر خانه امتناع کند.
این اختلال معمولاً قبل از ۱۲ سالگی شروع میشود و در دختران کمی شایعتر از پسران است.
تشخیص دقیق نیاز به ارزیابی روانشناس یا روانپزشک کودک دارد تا از سایر اختلالات اضطرابی یا افسردگی تمایز داده شود.
تفاوت اضطراب طبیعی با اختلال اضطراب جدایی
همه کودکان در سنین خاصی هنگام جدایی از والدین گریه میکنند یا ناراحت میشوند؛ این کاملاً طبیعی است و بخشی از رشد دلبستگی محسوب میشود.
اما وقتی این ناراحتی بسیار شدید، طولانی (بیش از ۴ هفته) و مختلکننده عملکرد روزانه باشد، از حالت طبیعی خارج شده و به اختلال تبدیل میشود.
در اضطراب طبیعی، کودک پس از چند دقیقه آرام میشود و به فعالیت عادی برمیگردد، ولی در اختلال ممکن است ساعتها یا حتی کل روز گریه کند و علائم جسمی واقعی مثل استفراغ یا دلدرد شدید داشته باشد.
اضطراب طبیعی معمولاً با افزایش سن خودبهخود کاهش مییابد، اما اختلال بدون مداخله بدتر میشود.
در چه سنی اضطراب جدایی طبیعی محسوب میشود؟
اضطراب جدایی طبیعی معمولاً از حدود ۸ تا ۱۰ ماهگی شروع میشود و در ۱۸ ماهگی به اوج خود میرسد.
در این سن، کودک تازه مفهوم «پایداری شیء» را یاد میگیرد و میفهمد که وقتی مادر از دیدش خارج میشود، واقعاً رفته است.
این اضطراب تا حدود ۲/۵ تا ۳ سالگی بهتدریج کاهش مییابد و تا ۴–۵ سالگی تقریباً ناپدید میشود.
اگر بعد از ۶ سالگی همچنان کودک هنگام رفتن به مدرسه گریه شدید، دلدرد واقعی یا امتناع کامل داشته باشد، باید بهعنوان اختلال بررسی شود.
البته در فرهنگهای مختلف و خانوادههای پراسترس، این سنین ممکن است کمی جابهجا شود.
علل و عوامل مؤثر در بروز اضطراب جدایی
اضطراب جدایی نتیجه تعامل پیچیده عوامل ژنتیکی، خانوادگی، تربیتی و محیطی است.
هیچگاه یک دلیل واحد وجود ندارد، بلکه معمولاً چند عامل با هم ترکیب میشوند.
درک این علل به والدین کمک میکند تا رویکردهای پیشگیرانه یا اصلاحی مناسبتری انتخاب کنند.
عوامل ژنتیکی و زمینه خانوادگی اضطراب
تحقیقات دوقلوها و خانوادگی نشان میدهد که حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد احتمال بروز اختلالات اضطرابی ارثی است.
اگر یکی از والدین یا خویشاوندان نزدیک سابقه اضطراب، افسردگی یا فوبیا داشته باشد، احتمال ابتلا در کودک بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد.
کودکانی که مزاج «بازداری رفتاری» (خجالتی و محتاط از بدو تولد) دارند، بیشتر در معرض خطر هستند.
دیدن رفتارهای مضطرب والدین نیز مثل الگو عمل میکند و کودک یاد میگیرد که جدایی خطرناک است.
سبک تربیتی والدین
والدینی که بیش از حد محافظت میکنند، کودک را از تجربههای کوچک جدایی محروم میکنند و ناخواسته پیام «دنیای بیرون خطرناک است» را منتقل میکنند.
والدینی که خودشان مضطرب هستند و هنگام خداحافظی گریه میکنند یا طولانی خداحافظی میکنند، اضطراب را به کودک منتقل میکنند.
کنترل بیش از حد و عدم اجازه تصمیمگیری مستقل هم باعث میشود کودک اعتمادبهنفس لازم برای روبهرو شدن با جدایی را پیدا نکند.
تغییرات محیطی ناگهانی مانند رفتن به مهد یا مدرسه
شروع مهدکودک، تغییر مدرسه، اسبابکشی یا حتی تولد خواهر/برادر جدید میتواند محرک قوی باشد.
کودک احساس میکند کنترل خود را بر محیط از دست داده و والدین تنها منبع امنیت او هستند.
اگر این تغییرات بدون آمادگی و حمایت عاطفی کافی رخ دهند، احتمال تبدیل اضطراب طبیعی به اختلال چندین برابر میشود.
تجربههای ناخوشایند یا ترسناک قبلی
بستری شدن طولانی در بیمارستان بدون حضور والدین، تجربه طلاق، فوت یکی از اعضای خانواده، حوادث طبیعی یا حتی تماشای اخبار ترسناک میتواند ترومای جدایی ایجاد کند.
کودک این تجربه را تعمیم میدهد و فکر میکند هر جدایی ممکن است به فاجعه ختم شود.
این نوع اضطراب معمولاً شدیدتر و مقاومتر به درمان است.
علائم و نشانههای اضطراب جدایی در کودکان

علائم میتوانند جسمی، عاطفی و رفتاری باشند و اغلب درست قبل یا در حین جدایی شدت میگیرند.
والدین معمولاً اولین کسانی هستند که این نشانهها را متوجه میشوند.
گریه، ترس یا مقاومت هنگام جدا شدن از والدین
کودک ممکن است هنگام صبح برای رفتن به مدرسه جیغ بکشد، به والد بچسبد، دست و پای او را بگیرد یا حتی روی زمین بیفتد.
این واکنشها گاهی آنقدر شدید است که والدین مجبور میشوند کودک را به زور به مدرسه ببرند یا اصلاً نبرند.
شکایتهای جسمی (دلدرد، تهوع، سردرد) هنگام جدایی
بسیار شایع است که کودک صبحها قبل از مدرسه از دلدرد، تهوع، سردرد یا حتی تب شکایت کند.
جالب اینجاست که این علائم معمولاً بعد از ماندن در خانه بهطور معجزهآسا ناپدید میشوند این علائم کاملاً واقعی و ناشی از فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک در پاسخ به استرس هستند.
چسبندگی بیش از حد به یکی از والدین
کودک ممکن است حتی در خانه هم از والد مورد علاقه حتی یک لحظه جدا نشود، مدام دنبال او برود یا بخواهد در آغوش باشد.
اگر والد به دستشویی برود، پشت در منتظر میماند یا گریه میکند.
کابوسهای شبانه و ترس از تنها خوابیدن
کودک مدام کابوس میبیند که والدین گم شدهاند یا مردهاند.
بههمین دلیل از خوابیدن در اتاق خودش میترسد و شبها به تخت والدین میآید یا اصرار دارد یکی کنارش بخوابد.
پیامدهای اضطراب جدایی درماننشده
اگر اضطراب جدایی بهموقع درمان نشود، میتواند اثرات منفی بلندمدتی بر رشد عاطفی، اجتماعی و تحصیلی کودک داشته باشد.
افت عملکرد تحصیلی و غیبتهای مکرر از مدرسه
ترس از جدایی باعث میشود کودک مدام بهانه بیاورد یا واقعاً مریض شود و از مدرسه غیبت کند.
این غیبتها باعث عقب افتادن از درس، کاهش اعتمادبهنفس تحصیلی و حتی مدرسه eهراسی (School Refusal) میشود.
اختلال در روابط اجتماعی با همسالان
کودک بهجای بازی با دوستان، مدام نگران والدین است و نمیتواند روابط عمیق با همسالان بسازد.
این انزوا در نوجوانی میتواند به مشکلات جدیتر اجتماعی منجر شود.
بروز سایر اختلالات اضطرابی در سنین بالاتر
تحقیقات طولی نشان میدهد کودکانی که اضطراب جدایی درماننشده دارند، در نوجوانی و بزرگسالی بیشتر به اضطراب اجتماعی، اختلال پانیک، افسردگی یا حتی آگورافوبیا مبتلا میشوند.
چگونه اضطراب جدایی را در خانه مدیریت کنیم؟
خوشبختانه بسیاری از موارد خفیف تا متوسط با روشهای خانگی و تغییر رفتار والدین بهطور قابلتوجهی بهبود مییابند.
عادت دادن تدریجی کودک به جداییهای کوتاهمدت
از جداییهای ۵–۱۰ دقیقهای شروع کنید (مثلاً رفتن به همسایه و برگشتن).
هر بار که کودک موفق شد، او را تشویق کنید و زمان را بهتدریج افزایش دهید. این روش «درمان مواجهه تدریجی» نام دارد و پایه علمی قوی دارد.
حفظ آرامش و اطمینانبخشی به کودک در هنگام خداحافظی
هرگز با گریه یا ناراحتی خداحافظی نکنید، چون کودک فکر میکند واقعاً اتفاق بدی میافتد.
با لبخند، بوسه سریع و جمله ثابت مثل «مامان/بابا ساعت ۵ برمیگرده، دوستت دارم» خداحافظی کنید و سریع بروید. طولانی کردن خداحافظی فقط اضطراب را بیشتر میکند.
ایجاد روتین روزانه و پیشبینیپذیر برای کاهش اضطراب
کودکان مضطرب با روتینهای قابل پیشبینی احساس امنیت بیشتری میکنند.
ساعت بیداری، صبحانه، رفتن به مدرسه، زمان برگشت والدین و خواب شب را ثابت نگه دارید. تقویم تصویری یا ساعت شنی هم میتواند به کودک کمک کند زمان بازگشت را ببیند.
تشویق استقلال کودک با مسئولیتهای کوچک
از کودک بخواهید خودش لباس بپوشد، کولهاش را جمع کند، اسباببازیهایش را جمع کند یا به حیوان خانگی غذا بدهد.
هر موفقیت کوچک را با تشویق کلامی یا برچسب ستاره تقویت کنید تا حس «من میتونم تنها باشم» در او شکل بگیرد.
درمان تخصصی اضطراب جدایی در کودکان
وقتی روشهای خانگی کافی نباشد یا علائم شدید باشند، مراجعه به متخصصانی همچون دکتر سمانه عبدالمحمدی ضروری است.
رواندرمانی شناختیرفتاری برای کودک و والدین
مؤثرترین روش درمان اضطراب جدایی است (میزان موفقیت بالای ۷۰–۸۰ درصد).
کودک یاد میگیرد افکار غیرواقعی («مامان دیگه برنمیگرده») را با افکار منطقی جایگزین کند و بهتدریج با جدایی مواجه شود.
والدین هم آموزش میبینند که چگونه تقویتکننده اضطراب نباشند.
بازیدرمانی و تکنیکهای آرامسازی ذهنی کودک

برای کودکان زیر ۷–۸ سال که نمیتوانند افکارشان را بیان کنند، بازیدرمانی بسیار مؤثر است.
درمانگر از طریق بازی، احساسات کودک را بیرون میکشد و به او راههای مقابله میآموزد.
تکنیکهای تنفس عمیق، تجسم آرامشبخش و ریلکسیشن پیشرونده هم آموزش داده میشود.
مشاوره خانوادگی برای اصلاح سبک ارتباطی والدین
بسیاری از اوقات مشکل اصلی در الگوهای ارتباطی خانواده است.
مشاور به والدین کمک میکند وابستگی ناسالم را کاهش دهند، حد و مرزهای سالم بگذارند و حمایت بدون محافظت بیش از حد ارائه کنند.
در موارد شدید: دارودرمانی با نظر روانپزشک کودک
در موارد خیلی شدید که زندگی کودک کاملاً مختل شده، روانپزشک ممکن است داروهای SSRI (مثل فلوکستین یا سرترالین) با دوز پایین و برای مدت محدود تجویز کند.
دارو همیشه همراه رواندرمانی است و بهتنهایی توصیه نمیشود.
نقش والدین در پیشگیری از اضطراب جدایی
بهترین درمان، پیشگیری است و والدین مهمترین نقش را دارند.
تقویت احساس امنیت عاطفی در خانه
ابراز محبت روزانه، بازی با کودک، در آغوش گرفتن و گوش دادن به حرفهایش بدون قضاوت، پایه امنیت عاطفی است.
کودک باید بداند که حتی وقتی عصبانی هستید، عشق شما به او ثابت است.
آموزش تدریجی مهارتهای اجتماعی به کودک
از سنین پایین کودک را به پارک، کلاسهای گروهی یا بازی با بچههای فامیل ببرید.
ابتدا خودتان همراهش باشید و بهتدریج فاصله بگیرید تا یاد بگیرد با دیگران هم احساس امنیت کند.
پرهیز از تنبیه یا خشم هنگام بروز ترس جدایی
هرگز کودک را بهخاطر گریه یا چسبیدن سرزنش یا تنبیه نکنید.
این کار فقط ترس را عمیقتر میکند و اعتمادش به شما را از بین میبرد.
بهجای آن با همدلی بگویید: «میدونم سخته، ولی من همیشه برمیگردم.»
چه زمانی باید به روانشناس یا پزشک مراجعه کنیم؟
اگر اضطراب جدایی بیش از ۴ هفته ادامه داشت و حداقل ۳ علامت از علائم بالا را داشت، حتماً به روانشناس کودک مراجعه کنید.
غیبت مکرر از مدرسه، علائم جسمی شدید صبحگاهی، کابوسهای مکرر، امتناع کامل از خوابیدن تنها یا افت شدید عملکرد تحصیلی همه زنگ خطر هستند.
هرچه زودتر اقدام کنید، درمان سریعتر و موفقتر خواهد بود.
امروزه مشاوره آنلاین کودک هم در دسترس است و میتوانید از همان جلسه اول شروع کنید.
یادتان باشد: اضطراب جدایی درمانپذیر است و اکثر کودکان با کمک مناسب کاملاً بهبود مییابند و به کودکی شاد و مستقل تبدیل میشوند.




4 پاسخ
بچهام وقتی میره مدرسه خیلی گریه میکنه این اضطراب جداییه یا چیز دیگهای؟
با سلام
بله، این رفتار معمولاً اضطراب جدایی طبیعیه و در سن پیشدبستانی خیلی شایع است.
اضطراب جدایی تا چه سنی طبیعیه و چه زمانی باید دنبال درمان باشیم؟
با سلام
معمولاً تا ۳–۴ سال طبیعی هست ولی اگر شدید، طولانی یا باعث مشکلات مدرسه و خواب بشه، نیاز به مداخله داره.